عمو پورنگ ( داريوش فرضيايي )

وبلاگ گروهی از علاقمندان عمو پورنگ ( داریوش فرضیایی )

نوروز بر شما مبارک

 مثل لحظه ای که باد ، عطر روح بخش نو بهاران را درمیان دشت می پراکند ..

 

مثل لحظه ای که باغ در ترنم ترانه بهار غرق در شکوفه می شود ...

روزگارتان بهار ، لحظه هایتان پر از شکوفه باد ...

  
نویسنده : زهرا ; ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩
تگ ها : نوروز


”مامان!صبح یادته بهت گفتم احساس می کنم امروز عمو پورنگ میاد اینجا؟؟”

لینک مطلب:

به نام خدا

دوستان سلام.

دیروز وقتی برنامه تموم شد بی اختیار به در و دیوار استدیو و دوربین و دکور نگاه می انداختم و احساس می کردم چقدر به این فضا و مکان عادت کرده بودم.

تبسم وشادی همکارانی که برای خداحافظی به سوی من می امدند..این نوید رو به من می داد که حداقل در طول این ۷ سال رابطه خوبی باهاشون برقرار کردم از سوی دیگه با خودم فکر کردم خدا کنه اون کسانی که از طریق لنز دوربین هم در این مدت من رو همراهی می کردند هم خاطره خوبی ازم در ذهنشون داشته باشند اخه در استدیو فقط با سه دوربین صحبت می کردم.حالا می فهمم این دوربین ها من رو تا کجاها بردند جاهایی که شاید هرگز فکرم نیز بهشون نرسه.

خداوند را شاکرم چون من رو تو شرایطی قرار داد که برای بهتر شدن و درست زندگی کردن..بچه ها معلم من باشند چون بچه ها پاک…معصوم و بی الایشند..اقرار می کنم خیلی از چیز های رو که الان یاد گرفتم و خیلی از چیز هایی رو که باید فراموش می کردم به کمک شما بچه ها بوده

.

.

.

شاید باورتون نشه حتی در تنهایی هم احساس می کنم شما با من هستید.بچه ها نکته ای که باید بدونید اینه که ن در ارتباط با کار کودک و اجرای برنامه کودک نه تجربه داشتم و نه قبلا اموزشی در این رابطه دیده بودم بلکه به دنبال زنده شدن دوران شیرین کودکی خودم سعی کردم دوباره همه اون خاطرات رو تکرار کنم برای همین برگشتم به گذشته…..با شما بازی کردم…با شما شعر خوندم و با شما صحبت کردم.

امروز اگر این گونه براتون می نویسم…افتخار می کنم چون شاید اگر اوایل کارم می خواستم حرفی از کار کودک بزنم این قدر ساده و صادق نبودم اما الان چون به عینه کودکی ام را دیدم راحت می تونم بهتون بگم در کنار همه سختی ها بی خوابی ها بی مهری ها و دشواری ها همچنان کودکی ام را حفظ کردم.

.

.

راستی

بعد از اخرین برنامه شبکه کودک پورنگ بهم گفتند که می خوایم یک گزارش کوتاه  ازت ضبط کنیم که به هنگام تحویل سال از شبکه یک پخش بشه….و پرسیدند :”فکر می کنی کجا بریم که خودت راحت باشی؟”

به ذهنم رسید بد نیست پیش بچه های مریض برویم از طرفی دیگر چون دوربین باهام بود با خودم گفتم “نکند دیگران احساس کنند اومدم خودنمایی و به قول معروف به خاطر چهره ام کار های شعاری انجام بدم ولی بعد پیش خودم گفتم :”خدایا تو بهتر از درون من خبر داری اگر دفعات قبل تنها و بدون هیچ همراه و دوربینی می رفتم تو بودی که ناظر بر اعمال من بودی و امروز هم تو می دونی دوربین فقط وسیله است و هدف عیادت و شادی بچه هاست”

خلاصه سرتون رو درد نیارم رفتم “بیمارستان کودکان مفید”

دوربین مستند همه چیز رو ضبط می کرد و من هم فراموش کردم که دوربین همراه من تصاویر رو ضبط می کنه.

نمی خوام همه چیز رو توضیح بدم چون مطمئینا وقتی پخش بشه با نگاه تیز بینتون متوجه حالات درونی من خواهید شد اما چیزی که دوربین به خاطر تموم شدن نوار نتونست ضبط کنه دیدن دختری به نام زهرا که ۱۲ ساله بود و در اتاقی تاریک داشت تلوزیون تماشا می کرد به محض دیدن من با همه ناتوانی و دردی که داشت به مادرش گفت:”مامان!صبح یادته بهت گفتم احساس می کنم امروز عمو پورنگ میاد اینجا؟؟”

شنیدن این جمله من را تکان داد و از نگاه های بهت زده مادر و تایید جمله دخترش که:”دخترم درست گفته عمو پورنگ امروز صبح به محض به هوش اومدن بعد از اتاق عمل همین جمله رو به زبون اورد!!!!”شگفت زده شدم…

خدایا چقدر دل ادم ها به هم نزدیکه!!!

با این حال فکر می کنم زمانی که این گزارش پخش بشه من ایران نباشم.

برام دعا کنید

البته من هم براتون دعا می کنم.

تا دست نوشت بعدی…..خدانگهدار.

  
نویسنده : مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi ; ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۸


عمو پورنگ"

"عمو پورنگ" به اروپا می رود
"عمو پورنگ" اول فروردین ماه 1388 میهمان کودکان رم در کشور ایتالیا است.
"مسلم آقاجانی" تهیه‌کننده برنامه "عمو پورنگ" روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا، گفت: در ایام عید سال جدید به دعوت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در چند شهر خارجی از جمله "رم، میلان، وین، پراگ، دوبلین و زوریخ" برنامه اجرا خواهیم کرد.
آقاجان زاده با اشاره به برنامه های نوروزی عموپورنگ در اروپا، عنوان کرد: طبق برنامه ، مقرر شده است اول فروردین ماه امسال در رم ایتالیا برنامه داشته باشیم. دوم فروردین ماه به میلان خواهیم رفت و 4 فروردین برای کودکان شهر وین اتریش برنامه های متنوع اجرا می کنیم.
وی افزود: طبق برنامه ریزی های انجام شده 9 فروردین به شهر پراگ می رویم و در فاصله بین 4 تا 9 فروردین در شهر دوبلین ایرلند به اجرای برنامه خواهیم پرداخت .
تهیه کننده عمو پورنگ با اشاره به اجرای برنامه برای بچه های شهر لندن در سال جاری نیز گفت: به مناسبت عید سعید فطر و آغاز سال تحصیلی جدید به لندن دعوت شدیم تا در یک برنامه شاد فرهنگی برای هموطنان مقیم لندن برنامه اجرا کنیم. این برنامه فرهنگی که بیستم مهرماه ‎ 1387در محل سالن "همر اسمیت" لندن برگزار شد با استقبال بی نظیر هموطنان مقیم مواجه شد بطوری که سالن پر شده و بسیاری از مراجعین ایستاده شاهد برنامه بودند.
آقاجان زاده خاطر نشان کرد: این برنامه ها با هماهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و اداره کل فرهنگیان خارح از کشور برگزار می شود.

  
نویسنده : ... ; ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٧
تگ ها :


چند نکته .... از دستنوشته های عمو پورنگ / داریوش فرضیایی

لینک مطلب از دستنوشته ها:

به نام خدا
بچه ها سلام.
نظراتتون رو خوندم..ضمن تشکر از شما لازم دونستم این دست نوشته رو بنویسم.
سال ۷۷ زمانی که برای اولین بار جلوی دوربین تلوزیون امدم هرگز فکر نمی کردم تا اینجا ادامه پیدا کند چون مثل خیلی از ادم ها که عاشق اجرا بودند من هم دوست داشتم در برنامه ای حضور پیدا کنم.به همین دلیل هم توان و قابلیت هامو به کار گرفتم تا ثابت کنم می توانم در این کار موفق باشم.اما حالا با گذشت سال ها احساس می کنم تنها من نیستم که تصمیم می گیرم بلکه تقدیر و سرنوشت نیز تاثیر بسزایی در زندگی دارد چرا که امروز دیگه فقط به فکر اجرا در تلوزیون و بودن روی انتن نیستم.چرا که با تجربه در این چند سال متوجه شدم انسان برای تکامل نیاز به پیشرفت و تحول دارد.
امروز ما زاییده افکار و ورویاهای دیروز ماست پس بیایید از همین الان افکار بهترو بزرگ تری در ذهنمان داشته باشیم تا در سایه توکل به خدا و همت و تلاش خودمان در اینده به ان ها برسیم
.
.
دوستان خوبم نگرانی شما به نوعی من رو شرمنده و متاثر می کند ولی مطمئین باشید در فضای فعلی که همه برنامه ها بدون شک شباهت های زیادی به یک دیگر پیدا کرده اند ادامه این روند برای خود من غیر منطقیست چرا که ما همیشه به نو شدن و تازگی فکر می کنیم و زحمتی که با این هدف مخاطبین ما نیز سلیقه و گرایششان قطعا تغییر خواهد کرد و بدین دلیل به جای دیدن برنامه های روزمره برنامه هایی که می تواند اگاهی و سطح بینش شما را افزایش دهد انتخاب می کنید.
.
امیدوارم که مانیز در این راستا به اهدافمان برسیم. هر چند هر کاری دشواری ها و نقایص خاص خودش را خواهد داشت اما چون هدفمان متعالیست ان اشکالات به مرور برطرف خواهند شد.
یادتان باشد که زندگی ازمون و خطاست و در سایه این تجربیات است که انسان به تکامل می رسد.
.
.
تا دست نوشت بعدی…..دست علی یارتون خدانگهدارتون

  
نویسنده : مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۳


ضبط مسابقه‌ای تلویزیونی هستیم که به صورت هفتگی در فاصله دو-سه‌ماه پس از عید

قطع پخش زنده‌ی برنامه‌ی «عموپورنگ»
 

 

ایسنا: تهیه‌کننده برنامه «عموپورنگ» گفت که این برنامه در سال آینده دیگر به صورت زنده به روی آنتن نمی‌رود و تمامی قسمت‌های این برنامه ضبطی خواهند بود که هفته‌ای یک‌بار پخش می‌شوند.

مسلم آقاجان‌زاده  خاطرنشان کرد: برنامه «شبکه کودک عموپورنگ» آخرین روزهای خود را پشت سر می‌گذارد و آخرین قسمت از این برنامه 27 اسفندماه به روی آنتن خواهد رفت.

وی ادامه داد: برنامه «عموپورنگ» پس از هفت‌سال، در نوروز 88 ویژه‌ برنامه نخواهد داشت.

تهیه‌کننده‌ی «عموپورنگ» سپس خاطرنشان کرد: در صدد ضبط مسابقه‌ای تلویزیونی هستیم که به صورت هفتگی در فاصله دو-سه‌ماه پس از عید از تلویزیون پخش می‌شود.

وی در پاسخ به پرسشی درباره انتقال برنامه‌ی «عموپورنگ» به شبکه دو، تأکید کرد که این برنامه به شبکه دو (شبکه کودک) نخواهد رفت.

مسلم آقاجان‌زاده درباره مطالبی که هر چندوقت یک‌بار در خصوص برنامه عموپورنگ مطرح می‌شود، تصریح کرد: تمامی این مطالب شایعه است که درباره برنامه‌های پربیننده مطرح می‌شود.

به گفته این تهیه‌کننده تلویزیونی عموپورنگ و امیرمحمد در ایام نوروز سفری به چند کشور اروپایی خواهند داشت و برای ایرانیان مقیم شهرهای رم، میلان، وین، پراگ و دوبلین جشن‌های نوروزی برگزار خواهند کرد.

وی همچنین احتمال داد که جریان این سفر در قالب گزارشی ضبط و از شبکه جام‌جم پخش شود.

آقاجان‌زاده که تهیه برنامه «آقاجان‌ سلیمان» را هم در شبکه اول سیما برعهده دارد، خاطرنشان کرد که 5 کلیپ جدید در قالب این برنامه در ایام نوروز پخش می‌شود.

لبخند

  
نویسنده : ... ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٠


بهاری که یکسال خواهد بود ... داریوش فرضیایی / عمو پورنگ عزیز

لینک مطلب:

به نام خدا

شادتر از همیشه می گم سلام.

می دونم سخت مشغول خونه تکونی و نظافت هستید برای همین یک خسته نباشید جانانه بگم به بچه هایی که بدون غرولند به مامان و باباشون کمک می کنند.

این جوری که بوش میاد بهار داره از راه می رسه به غیر از بوش صدای پاهاش هم داره میادو اگه خدا بخواد قراره یک فصل تازه دیگری رو در زندگی تجربه کنیم…..

خدا بهار امسال به جای ۳ ماه ۱۲ ماه طول بکشه چون این طوری سر تا سر سال بعدمون بهاریه…!

اااااااااااا راستی تا یادم نرفته تولد بچه هایی که تو ماه اسفند به دنیا اومدند رو بهشون تبریک می گم.

تا دست نوشته بعدی

دست علی یارتون خدا نگهدارتون

عمو پورنگ….۱۵/۱۲/۸۷

  
نویسنده : مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٦


کمی عاقلانه تر...رفتن عمو به ایتالیا....

منم مثل شماها خیلی ناراحت شدم وقتی فهمیدم که عمو نوروز1388 برنامه نداره....

نه! من از توی مجله ای نخوندم....از زبون عموجون هم نشنیدم...من..فقط وفقط توی همین جا خوندم . آره، خوب یادم میاد 5شنبه 8/12/1387 ساعت حدودا 2و خورده ای بود

وقتی نوشته ها رو خوندم بغض توی گلوم گیر کرده بود و بالاخره گریه کردم...

خیلی راحت... بانوشته هایی که مطمئن نبودم حقیقت هستند یاشایعه؟!!

و عمو همیشه می گفت همه ی حقیقت ها از شایعه ها برمی خیزند .

اما نه! بیایید کمی عاقلانه تر فکر کنیم... میدونم بارفتن عمو خیلی غمگین می شیم

و دل من که همیشه برای عمو تنگه شاید تو عید دیوونه بشه...

اما بیایید با عقلمان حرف بزنیم نه با دلمان نه احساس مان (چرا دل و احساس گاهی خوبه اما نه همیشه...)

اگه دقت کرده باشید بیشتر مجری های تلویزیون (مثل گروه فیتیله) به کشورهای خارج از ایران رفته اند، اونم از طرف صدا و سیما....

عموهم مثل همه ی اونا میخواد یه سفرکاری به یکی از اون کشور ها داشته باشه

(مثل وقتی که رفت لندن) و مطمئنا اوهم مثل همه ی ماها بارفتن به سفر روحیه اش بهتر میشه ، سرحال تر میشه ،و تجربه هایی کسب می کنه که شاید نتونه توی سفرهای دیگه

چنین تجربه هایی رو کسب کنه!

حالا مگه ما طرفدارو به عبارتی کشته ، مرده ی عموپورنگ نیستیم؟؟؟

مگه نمی گیم شادی عمو باعث شادی ما میشه؟؟؟

مگه نمیگیم آرزوی ما شاد بودن عمو و اتفاق افتادن ِ بهترین ها برای اوست؟؟؟

پس چرا بخواهیم فرصت ِ روحیه ای بهتر،شادی قوی تر وتجربه ای جدید تر را از او بگیریم؟؟؟

نه! نگید من بی انصافم... نه! باورکنید برای من هیچ چیزی توی این دنیا سخت تر از ندیدن عموپورنگ جووووووووووووووونم نیست اما وقتی به اون فرصت هایی که برای عمو به وجود میاد فکر میکنم بیخیال غم وغصه هام میشم ...

شماها هم اگه واقعا عمو رو دوست دارید باید شادی عمو رو در الویت افکارتان قرار دهید

اما هرگز فراموش نکنید که باید دلتان برای او تنگ شود و یادتان نرود که او بودکه هرسال عید را زیبا تر از سال های گذشته می کرد....

 

لطفا اول درباره حرفام فکر کنید و بعد عاقلانه... نه! احساساتی (از روی احساس)  نظرتان را بگویید.....

                     باتشکر

  
نویسنده : . ; ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٥


بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران....کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

باز هم به اول نقطه اغاز رسیدم انجا که قلم میماند که یک راه نامتناهی را چگونه اغاز کند و بعد از نام خدا چه کسی را قهرمان قصه ها کند..

اما این بار مینویسم نه از اغاز و نه از پایان من از همه لحظه هایی یاد خواهم کرد

که او با چشمانی نگران نرگسان در راه و دستانی پر از ترنم باران برای غنچه های

اقاقیا محبت را زمزمه کرد

میخواهم باز هم از او بنویسم...

هر سال یک (سین) و هفت بهار و هفت سین

۷ بهار پیاپی بهار را به خانه هایمان اوردی و هفت سین دلمان را کامل کردی

۷ بهار را با وجودت گلباران کردی ماهی سفر هایمان شدی و زندگی دوباره را

به دلهای خسته نسل انسانهای اهنی هدیه دادی

۷ سال را برایمان بهار کردی با تو بود که هر روز برایمان عید بود

۷ سال با تو خندیدیم با تو گریستیم با تو بودیم با تو راه رفتیم با تو خواستیم

با تو رفتیم و با تو ماندیم...

چه قدر قشنگ بود روز اول سال که بی صبرانه منتظر شنیدن این نوا از شما بودیم:

تیک تیک تیک تیک تیک تیک اغاز سال١٣٨١.٨٢.٨٣.٨۴.٨۵.٨۶.٨٧

مبارک ...هوراااااا

عادت کرده بودیم.....شاید فراتر از یک عادت...میخواستیم که تو باشی...

۷ سال پیش من فقط من بودم...دوستان من هم فقط من بودند عمو تو امدی و

همه من ها را ما کردی

اردک تنهای دریاچه نقره ای را با لک لک اسمان ابی اشتی دادی

یادمه یه روزی یه جایی نوشته بودی:

بچه های عزیزم قربون چشاتون برم نگران من نباشید ایام عید با برنامه های شادتر

مهمون شما هستم در سته این روزها خیلی از مشکلات متحمل شدم

اما به خودم قول دادم هرگز شما رو تنها نزارم

..

اما من حالا نگرانتر از همیشه برای رسیدن باران دعا میکنم تا شاید باز هم بیایی و بگویی:

ای مژده مژده مژده......عید و وقت و شادی

عمو تو بودی که هر سال با قلب اسمانیت دلهایمان را ابی میکردی

....

در بحرانی ترین لحظات زندگیت خندیدی و نگذاشتی هیچ کس از ریزش ابر های دلت

با خبر شود و خودت چتر تنهاییت را باز کردی تا امروز کودک بیمار با تو بخندد و

فردا با لبی خندان راهی دیار ابدی شود

تو خندیدی تا سجاد  و سجاد ها با تو بخندند

تو خندیدی تا شاید سجاد و سجادها فراموش کنند دیگر نمتوانند در کنار اغوش گرم

خانواده پا به پای تو بخندند

تو خندیدی زهرا و زهرا ها با تو بخندند و فراموش کنند در این دنیا با ۷ میلیارد ادم

تنها تر از تنهایند

تو خندیدی تا عسل و عسل ها بخندند و بدانند که جای خالیشان تا ابد خالی میماند

تو خندیدی تا فراموش کنیم غم از دست دادن عزیز را....

تو خندیدی تا بگویی این روزها باز هم هستند کسانی چون تو با همه

درد ها و مشکلات بخندند و زندگی را به ارمغان بیاورند

.....

لحظه به لحظه این ۷ سال را برایمان خاطره انگیز کردی:

اهای گیله مردان اهای گیله مردان.....شیمی دستای مهربان بنازم

امر کار افتخاره....پشت سر من میخاره....

از این شعر گیلکی گرفته که قدمت ۷ ساله داره تااااااااااااا...

تا اون صدای ماندگار..گلیجان...با اون لهجه شیرین شمالی ...که ما رو با خودش به دریا میبرد

یه روز باغبون میشد و گل میکاشت...فردا ارایشگرو خیاط....

یه روز باهاتون قهر میکرد و فردا اشتی..عمو137

گل انوش برادرش....

و یا نه گلنار و حسنی ....بعد سفر به یاد ماندنی شما به اصفهان و استقبال بی نظیر ازشما

یادو خاطره سطر سطر نامه نرسیده به سجاد

یاد و خاطره مهمانهای کوچولوی برنامتون

یاد و خاطره اون طفل نابینا که هرگز شور و ذوقشو برای حضور در برنامتون فراموشعمو157

نمیکنم

اقا تمشکی و مزاحمتهای گاه و بی گاهش....خانوم دکتر و توصیه های پزشکیش

ببلی و حسودیاش....

دکورهای رنگارنگ و جذاب....

اومدن امیر و شیطنتهای بامزش که برنامه رو به مراتب شیرین و شیرین تر کردعمو137

تکیه کلامهای امیر(غیبت میکنی؟)....

رفتن شما به سفر حج. بغضتون هنگام خداحافظی و حلالیت خواهی

پر کشیدن برادرتون.... تا امروز....

اومدن امیر سهیلی....سریال هندی...مشاور خانواده...

همه و همه خاطره هاییست که اگر بخواهم برای هریک توضیحی بنویسم

ده ها جلد کتاب باید بنگارم

......

همه اینارو گفتم که بگم:

هر سال حضور شما پای سفر های هفت سین دلمان یک سال پر بار و به یاد ماندنی

را نوید میداد ....اما امسال....

امسال نبود شما بهارمان را خزان میکند...

.

.

کاملا هنگ کردم......حتی نمیتونم یه متن ادبی بنویسم...

  
نویسنده : حسنا حسینی ; ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٧
تگ ها :


تشکر عمو پورنگ از پرشین بلاگی ها و خانم جوکار

مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi پرشین بلاگ Persianblog  عمو پورنگ خانم جوکار

  
نویسنده : مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٧


بی عنوان.... بدون شرح!!

عمو و امیر محمد عزیز....

  
نویسنده : زینب ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٤
تگ ها :