عمو پورنگ ( داريوش فرضيايي )

وبلاگ گروهی از علاقمندان عمو پورنگ ( داریوش فرضیایی )

قصه عموپورنگ

از طرف سولماز نوری تقدیم به بهترین عموی دنیاقلب:

اول:تک و تنها پورنگ بود حرفاش چه رنگارنگ بود

برای ما بچه ها چه شیرین و قشنگ بود

دوم:شده بود عموپورنگ غنچه مهربونی

فرشته زمینی عموی آسمونی

سوم:برنامه هاش چه شاد شد با شعر درقندون

اردک تنها دوست شد با لک لک مهربون

چهارم:از اینجا و از اونجا مسابقه بچه ها

گلیجان و لاهیجان جدید شد برنامه ها

پنجم:عمو رفتش اصفهان میدان نقش جهان

جمعیت میلیونی دوستت داریم عمو جان

ششم:سال نو از راه رسید با خود اورد یه مهمون

اگه گفتی اون کی بود؟ببلی مهربون

هفتم:امیر محمد اومد کم کم رفتش ببلی

عمو و امیر شدن شبیه تام و جری

هشتم:عموپورنگ رفت سفر رفتش خونه خدا

حاج عموپورنگ شد و برگشت پیش بچه ها

نهم:سال سال ٨٧ دنیا تر و تازه شد

غنچه مهربونی شکفت و هفت ساله شد

دهم:شادی هفت سالگی از دلامون پر کشید

رویای رنگی ما رنگ سیاهی رو دید

یازدهم:وقتی عموجون نبود دنیای ما تیره شد

چشم امید ماها به آسمون خیره شد

دوازدهم:عمو برگشت به خونه با دلی شاد و رنگی

باز دنیای بچه ها شد دنیای پورنگی

سیزدهم:غنچه مهربونی شکوفه بهاری

قول بده تو به ماها که تنهامون نذاری

 

  
نویسنده : سولماز نوری ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٩