عمو پورنگ ( داريوش فرضيايي )

وبلاگ گروهی از علاقمندان عمو پورنگ ( داریوش فرضیایی )

برنامه روز از نو!! (همراه با عکس در ادامه مطلب)

 صبح که از خواب پا شدم٬ دیدم صدای خالم میاد از توی هالمون.

 

حالا بلند میشم٬ بذار یه کم بیشتر بمونم توی رختخواب....

یهو از یه شماره ای که هنوز نمیدونم ماله کیه بهم اس ام اس اومد که کانال ۲ داره عمو رو نشون میده......

منو میگی؟ یهو بلند شدم و رفتم اتاق بغلی که اتاق مامانم ایناست و زدم کانال ۲

عموی نازنینم توی تلویزیون بود٬ برنامه روز از نو

کلی ابراز احساسات کردمو کلی خوشحالی کردمو ... بعد سریع اومدم توی هال٬ به خالم سلام کردم و تلویزیون اونجا رو روشن کردم و یه سری فحش خوردم   

بعد که نشستم ببینم هی مامان و خاله حرف میزدن صدای عمو رو نمیشنیدم٬ با خودم گفتم هیچی تلویزیون اتاق مامان نمیشه

رفتم و نگاه کردم٬ عمو پورنگ و آقای آقاجانزاده خیلی صمیمی بودن٬ هم با برنامه و مجری ٬ و هم با همدیگه...

آقای خسروی که مجری برنامه بود اس ام اس ها رو میخوند و عمو اینا جواب میدادن

اکثر اس ام اس ها مضمونش این بود که کی برنامشون شروع میشه٬ عمو یه سری سر جواب دادن این سوال هی جدی میشد واسه همین آقای خسروی یه شوخی هایی باهاش کرد در این زمینه

اما جواب سوال این بود که: به زودی٬ هنوز خودمون هم نمیدونیم و ...

آقای خسروی گفت: خانم جعفرزادگان ۱۴ ساله گفتن از عمو پورنگ بپرسین برنامشون کی شروع میشه؟

عمو: خانم جعــــــفرزادگان!!

(خطاب به مجری) این اسم برای من خیلی آشناست٬ هر جا که میرم همیشه این اسم جلوی منه٬ همش باهاش روبرو هستم....

البته به علت اینکه من ذهنم ضبط صوت یا هر وسیله ضبط کننده دیگه نیست٬ نمیتونم بهتون بگم عمو پورنگ دقیقا چی گفت٬ اینایی که میگم مضمونشه!!

آخرش گفت که زهرا جعفرزادگان دختر خیلی خوبیه

یکی دیگه از مطالبی هم که بیان شد این بود که لباس دیگه گیر نمیاد واسه عمو٬ باید آستین بلند باشه و رنگ قشنگ باشه و... گیر نمیاد٬ آقای آقاجانزاده گفتن حتی جدیدا ما به خارج از کشور سفارش دادیم که برای عمو لباس بیارن

عمو: آره٬ خارج از کشور٬ همین بغل٬ همونجا که پایتختش کابله... بعد همشون زدن زیر خنده

اومدم دوباره پیش مامان اینا٬ چون حرف میزدن نشنیدم که دقیقا اس ام اسی که خونده شد چی بود٬ اما شنیدم عمو گفت: این کرمانیه باید اینجوری بخونی... و بعد با لهجه کرمانی خوند

مجری حال کرد و گفت: همه داریوش ها توی تقلید لهجه مهارت دارن٬ داریوش کاردان٬ داریوش فرضیایی...

آخر برنامه به عمو گفت که به عنوان حسن ختام یه چیزی بگه٬ عمو گفت من معمولا دعا میکنم٬ اما میتونیم به خدا بگیم: خدایا خیلی ممنون که به ما مامان دادی٬ خدایا شکرت که این غذا رو میخوریم خدایا شکرت که این بابا رو به ما دادی

مجری گفت: خدایا شکرت که به ما عمو پورنگ و آقای آقاجانزاده رو دادی!!

واسه خداحافظی مجری از عمو خواست که با یه لهجه خداحافظی کنه٬ گفت گیلکی و کرمانی نباشه یه دونه جدید... عمو هم با لهجه اصفهانی خداحافظی کرد و تیتراژ که داشت میرفت مجری گفت دفعه بعدی امیر محمد رو هم با خودتون بیارین و عمو اینا هم گفتن چشم حتما!! 


http://i35.tinypic.com/e3u6t.jpg

http://i35.tinypic.com/rct16f.jpg

http://i35.tinypic.com/2ewnrlx.jpg

http://i37.tinypic.com/2nal5ph.jpg

http://i34.tinypic.com/bi7xia.jpg

http://i37.tinypic.com/30cy7m9.jpg

http://i38.tinypic.com/2e1rp6c.jpg

http://i33.tinypic.com/2cr8xuo.jpg

http://i36.tinypic.com/148x2c.jpg

http://i34.tinypic.com/281zr82.jpg

http://i36.tinypic.com/a4xug5.jpg

http://i36.tinypic.com/1zoexxl.jpg

http://i37.tinypic.com/5347c7.jpg

http://i37.tinypic.com/2nls1ah.jpg

http://i34.tinypic.com/308d24k.jpg

http://i35.tinypic.com/2uxwwlf.jpg

http://i36.tinypic.com/2qcpmds.jpg

http://i37.tinypic.com/2hyfgk2.jpg

http://i38.tinypic.com/2jdgadc.jpg

http://i35.tinypic.com/14azn2r.jpg

http://i37.tinypic.com/35lvyf4.jpg

آخیش...بالاخره تموم شد!!!

همه عکسهایی که داشتم همینا بود، امیدوارم خوشتون بیاد و حداقل چندتا عکس که ندارید بین اینا باشه و همشون براتون تکراری نباشه

  
نویسنده : زینب ; ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٩
تگ ها :