عمو پورنگ ( داريوش فرضيايي )

وبلاگ گروهی از علاقمندان عمو پورنگ ( داریوش فرضیایی )

عموکوچولو....

سلام سلام 100 تا سلام....

بلاخره منم اومدمنیشخنداما حالا حرفهای زیادی دارم.....

شعرهای جدید عمو رو که شنیدید...واااااااااای چقدر خوشگلن....

من که وقتی عمو دفعه اول خوند اینقدر از زور ذوق گوش دادم که 1ساعت بعد حفظ بودم!

شعرهاشون خیلی قشنگه....متن شعر اهنگ وازهمه مهمتر صدای عمو....

بچه ها شمام همونقدر که من به متن شعر توجه میکنم توجه میکنید؟؟

میخوای برات گل بیارم

گلتو تو گلدون بذارم....میخوام میخوام چرا نمیخوام

میخوای باهات بازی کنم بشم شریک شادیات

یاوقتی خیلی خسته ای قصه بگم یواش برات.....میخوام میخوام چرا نمیخوام

میخوای با من حرف بزنی سنگ صبور تو بشم

یاوقتی غصه داری توبارغمت روبکشم... میخوام میخوام چرا نمیخوام

پس بده دست دوستی دیگه نگو تنها هستی نکنه یه وقت ببینم که عهدتو شکستی

دست علی یارماست خدانگهدارماست

کنارهم میمونیم تاوقتی دنیادنیاست....

میدونید داشتم به چی فکر میکردم؟اینکه کاش این شعرهارو به جای خانم قاسم نیا خود

عمومیگفت....کاش واقعا اینطوری بود....

بعضی از شعرها رو وقتی گوش میدم به نظرم ماعین نی نی کوچولوها داریم به عمو

میگیم امااون داره میخونه...مثل این:

شکر روی لباته محبت تو چشاته /اره رنگ رفاقت توی برق نگاته

نگام کن که نگاهت برام شادی میاره/صدام کن تا بدونم یکی هوامو داره

یا این:

اگه تو بشی پرنده من اشیونت میشم پروپروپر پربزن من اسمونت میشم

اگه تو بشی یه ماهی منم یه دریا میشم دستامو مثل موجاروی سرت میکشم

این قسمت شعر بوس شکلاتی رو که خداوکیلی من میگم از زبون ماست...:

دلم رو به تو دادم از این دوستی چه شادم/چه باشی چه نباشی میمونی توبه

یادم /میون همه خوبا تویی که بهترینی اگه هرکسی بیسته تو بیست

صدافرینی......

یادمه 1بار بایکی ازدوستای عموپورنگیم دعوام شده بود واتفاقا اون روز عیدبود...

میدونید چطوری ما باهم اشتی کردیم...اون برام اس ام اس داد:

مگه عمو نمیگفت باهرکی قهری امروز زود بکن اشتی اشتی

 بهش بگو که ازاون کینه به دل نداشتی ....منم اشتی کردم....

الان فصل بارون وبرفه....میدونید وقتی بارون میاد یاد چی میفتم؟

نم نم ودونه دونه از اسمون میباره

توی دل باغچمون سبزه وگل میکاره

با دستای لطیفش پاک میکنه دلارو

توقلبامون میشونه محبت خدارو

نم نم ودونه دونه ببین که بارون میاد

بارون که لطف خداست حیفه که زود بندبیاد

تق وتق وتق میزنه باز دوباره به شیشه پنجره هارو واکن

وانکنی نمیشه

نم نمه بارون باز

یاد خدا تودلهاست

یادت باشه که لحظه لحظه ی خوب دعاست

میدونید وقتی شاپرک میبینم یاد چی میفتم؟

پروپروپر شاپرک شکرخدامیکنه شایدکه مثل ماها اونم دعا میکنه....

وقتی بابامو میبینم همیشه این مصرع تو ذهنم میاد:

چراغ خونمونی اخ که چه مهربونی دوست دارم یه عالمه اینو خودتم میدونی

وقتی با مامانم حرف میزنم یاد عمو میفتم...

الو مامان دوست دارم میخوام برات گل بیارم

کاشکی میشد که زیر پات لاله وسنبل بذارم....

وقتی مدرسه ها شروع میشه یاد قوری میفتم!!

باورکنید...

قوری گلی قوری گلی....خرگوش نازوتپلی....بادست پای کپلی...جس میزنه

روسبزه ها..حرفی داره بابچه ها..حرفی داره بابچه ها...1و2و3...1و2و3

.هرکی میره به مدرسه 1و2و3..1و2و3...باید سروقت برسه....

وقتی بهار میشه یاد قطار میفتم....

چیک چیک چیک هو هو هو چیک چیک چیک هو هو هو

قطار اومده کو کو کو؟پشت سره یا روبرو؟ازاین وره از اون وره هرجا باشی

همون وره...قطار قطار قطاره قطاره نوبهاره...چیچی میاره؟شادی میاره

برامون مبارکه بهارموبادا بادا بادا مبارک بهارمون مبارک بادا بادا بادا مبارک

بهارمون مبارک

وقتی میخوام برم مهمونی یاد عمو میفتم....

بیاتا بریم کجا بریم؟خونه خاله چرا بریم؟

خاله لب خندون داره سفره پرنون داره توباغچه حیاتش نعنا و ریحون داره

وقتی کارتون موش وگربه میبینم هم یادعمو میفتم...

من موشم وتوگربه باهم شدیم همبازی عالیه خیلی خوبه این موش وگربه بازی

وقتی اخبار میبینم هم یادعمو میفتم:

خبر خبر یه اهو رفته به قله ی کوه خالی شده جای او توجنگلای انبوه...

وقتی میخوام نقاشی بکشم هم یادعمو میفتم:

مداد رو بگیر تو دستات گل بکشو پرنده دوچشم وابرو بکش بالبی که بخنده

ماه رمضونها همیشه به یادعموام...

اهای اهای مهمونیه مهمونیه خوب خدا پنجره های اسمون واشده روبه قلب ما

یا...

تسبیح دونه دونه....دونه به دونه دونه به دونه شکرخدای مهربون

دونه به دونه دونه به دونه لحظه ی زیبای اذون...

بخصوص روز اولش:

این اولین روزه تو مبارکه ان شاالله به که چه نورانی شدی هزار هزار

ماشاالله...

سر سفره افطارم به یادعمو افطار میکنم....

اب بیارونون بیار...سبزی کنارش بذار....به چه صفایی داره سفره وقت افطار....

وقتی چایی میخورمم یاد عمو میفتم اخه چایی قندم داره دیگه...

در قندون لب خندون در قندون لب خندون

تمیزه درقندون قشنگه لب خندون اگ نخندی امروز میشی فرداپشیمون!

وقتی میرم باغ وحشم همینطور!!

اردک تک تک تک تک اردک اردک تک تک تک اردک

اردکی تنها به روی ابه پراشو بسته میخواد بخوابه....

وقتی مامان بابامو باهم میبینم...بازم یادعمو میکنم:

مامان بابا دوست دارم دارم سرمو رو پاهات میذارم شکرخدای مهربون مامان وبابای

خوب دارم...

وقتی به انگشتای دستم نگاه میکنمم یادعمو میفتم...

همه مثل هم هستیم ماانگشتای دستیم ببین یکی یکیمونو کنارهم نشستیم

وقتی میرم تو طبیعت هم همینطور....

هرچی که رو زمین واسمونه هدیه تو خدای مهربونه

به هر طرف نگاه کنیم میبینیم از تو هزار هزار هزار نشونه....

وقتی شیطون گولم میزنه ومیخوام دروغ بگم سریع یادعمو میفتم ونمیگم...

میدونی خدا چی گفته از من وتو چی خواسته؟

چی گفته هان چی خواسته؟گفته که بهترین حرف حرف درست وراسته....

وقتی تنبلی میاد سراغم وورزش نمیکنم یادعمومیفتم ودست ازتنبلی برمیدارم...

شکر خداکه خوب به ما یه تنه سالم داده باید که ورزش بکنیم ورزشی خوب وسالم

اماده باش اماده...بگو 1و2 دستابه جلو...صافه صاف باشه هردوپای تو....

وقتی خواب میبینم هم همینطور....

دیشب خوابت رو دیدم چی دیدی؟دیدم که ماهی هستی تو حوض ابی هستی...

وقتی پرچم مقدس کشورمون رو میبینم هم همینطور....

هرکشوری تو دنیا نقشی ورنگی داره...پرچمی که اسمشو سرزبونا میاره

پرچم کشورماسرخ وسفیدوسبزه برای مابچه ها یه اسمون می ارزه

وقتی یاد خاک وطنم میفتم هم یاد عمومیکنم...

بهتر نه بهترینه بهشت رو زمینه این خاک اسمونی ایران ایران زمینه....

وقتی اسم ایران میاد بی اختیار یاد عمو میفتم....

چپ چپ چپ چپ راست راست راست ایران ایران وطن ماست

کوه ودشت وصحرایش سرسبزوپاک وزیباست....

تولدهام که جای خود داره....

گل گل گل گلگلکه چه خوشگل وبانمکه تولدش مبارکه مبارکه مبارکه...

تازه یه چیز دیگم یادم میفته....

میان دسته به دسته تموم مهمونامون دلاشون همه شادو لباشون همه خندون....

تولدت مبارک لبات همیشه خندون شیرین باشی همیشه مثه قندتوقندون....

پسرکوچولو که میبینم ....

پسری داریم که ماهه عزیز جون باباست دوستش داره مادرش چونکه زرنگ وداناست..

دخترکوچولو....

دخترما مثل گله گله وگله مثل یه شاخه سنبله گله وگله گله...خوشگل ونازوتپله...

بچه خوب که میبینم...

بچه خوب ومهربون کیه کیه؟با ادب وشیرین زبون کیه کیه؟

پدربزرگ مادربزرگمو که میبینم....

پدربزرگ مهربون مادربزرگ خوش زبون الهی سایتون باشه همیشه روی سرمون..

مادوستون داریم زیاد از اینجا تا به اسمون پشتوپناهتون باشه خداوخوب ومهربون...

کاشکی که100ساله شی نه120ساله شی نه120سال کمه همیشه زنده باشی...

وقتی عید میشه یاد اون شعر عمو میفتم که 2ساله دیگه نمیخونه....یادمه یه شعر در

مورد عید داشت اما دیگه ندیدم بخونه برای همینم حفظ نیستم....

تا اخر عمرم اون شعر عمو که واسه نوروز سال 83خوند رو یادم نمیره...

ماه ماهه فروردینه سال سال هشتادوسه کاشکی دلامون امسال نباشه جای غصه..

هرسال وقتی دعای تحویل سال رو میشنوم یاد عمومیفتم:

بگو مقلب القلوب بده به من یه قلب خوب

قلبی که یاد تو باشه از دم صبح تابه غروب

بگوکه حول حالنا به بهترین حالها

دلم میخواد تو سال نو پربشم ازمهروصفا....

خلاصه هر لحظه از زندگیم یه طوری به شعرهای عمو ربط پیدا میکنه..شماچطور؟

میدونید اخرش به یاد کدوم شعر میفتم....به یاد...

حالا تو بگو دوستی ما چه رنگه؟رنگه گل اناره....دوستم داری میدونم

دله که به دل راه داره...دوستم داری میدونم دله که به دل راه داره.....

 

  
نویسنده : زهرا جعفرزادگان ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢۱
تگ ها :